تبليغاتX
 شاه روح
 

درباره پدیده های دیگر خلقت (طبق گفته های ارواح):

درباره  پدیده های دیگر خلقت (طبق گفته های ارواح):

 

آنها نیز با دنیای ارواح در ارتباط هستند ولی نفوذ روح آنها به اندازه

 

انسان نیست و تکامل روحی آنها روی زمین انجام می گیرد.

 

تکامل روحی انها مانند انسان نیست و نهایت تکامل روحی انها با

 

وحدت روحی میان خودشان محقق می شود و دوباره حالت جسمی و

 

بسیط را پیدا می کنند.

 

آنها در حین تکامل خویش به اشکال و فرم های بسیار متعالی تری می

 

رسند. ولی چون قدرت سازگاری را ندارند .همیشه عقب گرد می

 

نمایند.

 

تمامی جانداران مثل درختان و حیوانات و ... دارای روح هستند ولی

 

تکاملشان محدود است . و چون دارای شعور واداراک نیستند روح آنها

 

مورد محاکمه قرار نخواهند گرفت.

 

حالا این سوال بوجود می آید که این روح ها به انسان صدمه میرسانند

 

یا خیر؟ مثلا ممکن است در کالبد انسانی جای گیرند؟

 

جواب این سوال بله است. چون روح انها سرگردان است و مادامیکه

 

تشکیل وحدت روحی را نداده اند در جستجوی کالبدی هستند تا به طور

 

غریزی تکوین خود را ادامه دهند. از این رو باید بعضا از وجود

 

خطرات ان ها باید دوری کرد.

 

مثلا زمانی که می گوییم فلان فرد جن زده شده یعنی این حادثه پیش امده

 

که یا روح جن در او نفوذ کرده و یا روح های سرگردان گیاهی و

 

حیوانی و با نفوذ در روح انسان باعث تغییر ماهیت و حالت انسان می

 

شوند و خطرناک است.

 

و زمانی که روح جنی وجود انسانی را ضبط می کند این روح انسان را

 

تحت مالکیت خود می گیرد. و این ارواح را به اسم ارواح افریته می

 

شناسیم.

 

آنها دارای روحی خیلی پایینتر از روح انسانی هستند و برای انکه

 

بتوانند از بقیه ارواح هم سطح خویش تکامل یابند ترجیحا کالبد انسانی

 

را برمی گزینند.

 

این موجودات از ابتدای زمان تکوین خلقت وجود دارند.

 

آنهایی که شاهد حوادث جن زدگی هستند .به طور عموم کسانی هستند

 

که خود از نظر روحی تکامل نمی یابند و اجازه می دهند افکارشان به

 

طور غریزی و تکوینی حرکت کند.و به خاطر همین انرژی وجودی

 

انها همیشه دچار  آشفتگی و بی نظمی است و به نوعی خلا در آنها

 

بوجود می آید.

 

و چون انرژی خودشان را بیشتر در مسیر تمایلات نفسانی مصرف می

 

کنند و بیشتر به مسائل مادی و فیزیکی رغبت دارند باعث می شوند که

 

روحهای عفریت وجن و گمراه بر انها تاثیر بگذارد.

 

این روح های گمراه و عفریت و... برای اینکه خود را از سرگردانی

 

رنج دهنده ای رها کنند با مشاهده وضعیت ناهماهنگ روحی این انسانها

 

فرصت را غنیمت شمرده و وارد کالبد انها می شوند ولی به قصد صدمه

 

زدن وارد نمی شوند بلکه در جستجوی جایگاه خاص خودشان هستند.

 

و اگر انسانها دچار این حادثه شوند  برای نجات انها باید انرژی جسمی

 

و روحی او هماهنگ گردند. و انسان باید دریابد که از سوی روح

 

ازاردهنده ای اسیر شده و با ایمان انرژی خود را اماده بیرون راندن

 

روح افریت کند. و زمانی که روح سالم و تکامل یافته انسانی ظاهر

 

گردد روح افریت نخواهد توانست خودش را نشان دهد و از وجود

 

انسان خارج خواهد گردید.


 

نوشته شده توسط mary.sh در جمعه 1387/02/27 ساعت 19:44 موضوع اسرار ماوراء و رازهای میان مرگ و زندگی | لینک ثابت


جهنم کجاست؟

جهنم کجاست؟

 

جهنم مفهومی است که جنبه تنبیه دارد و فرستادگان الهی برای اینکه

 

انسانها را از خطرات عدم تکامل روحی و عذاب دنیای روحانی مصون

 

سازند چنین واژه ای را بکار برده اند تا انسانها بسوی کارهای

 

ناشایست نروند.در واقع جهنم وجود خارجی ندارد .

 

زمانی که انسانی گناه می کند  حرکت نادرست و غیرمنظمی را در خط

 

تولید شایستگی های انسان وکسب تکامل ایجاد می کند. چنین انسانی در

 

جهان آخرت تنبیه می شود . یعنی در واقع خود را در دادگاه وجدان و

 

روحش تنبیه خواهد کرد. و ان زمان در می یابد که باعث کندی در

 

حرکت تکامل خود و دیگران شده و همه با دیده زشت و مقصر گونه به

 

او خواهند نگریست و سرزنشش خواهند کرد و دلیل چنین خطایی را از

 

او خواهند پرسید. و این همان عذاب جهنم گونه ای است که بر روح

 

عارض خواهد شد و تا ابدیت ادامه خواهد داشت.

 


 

نوشته شده توسط mary.sh در جمعه 1387/02/27 ساعت 19:40 موضوع اسرار ماوراء و رازهای میان مرگ و زندگی | لینک ثابت


شیطان کیست؟

شیطان کیست؟

 

شیطان در واقع شخصیت خارجی ندارد.انسانها وقتی از شیطان حرف

 

می زنند منظورشان پدیده ای است که تمامی اعمال ناشایست و وسوسه

 

ها از سوی او هدایت می شود و او در واقع نوعی فرشته است که در

 

زمان خلقت انسان ، درصدد کسب قدرت بیشتر گردید  و چون پا فراتر

 

از امکانات خود گذاشت انرژی هایش در هم آشفته شدند و او نیز از

 

حالت مثبت خود خارج شد وبسیاری از توانائیها و قدرتش را از دست

 

داد.

 


 

نوشته شده توسط mary.sh در جمعه 1387/02/27 ساعت 19:37 موضوع اسرار ماوراء و رازهای میان مرگ و زندگی | لینک ثابت


چه بخوریم که چاق نشویم

غذاهای طبیعی و تازه حتی اگر دائما مصرف شوند.به کاهش وزن کمک می کنند.

حتی اگر فرد میزان کالری مصرفی را محاسبه هم نکند با کاهش یکنواخت وزن دچار شگفتی

خواهدشد.

این نوع غذاها علاوه بر داشتن کالری کم مواد مغذی مورد نیاز بدن را تامین می کنند.

سیفی جات از قبیل خیار - چغندر-گوجه فرنگی - سبزیجات مانند کلم-سبزیجات برگ دار-

 میوه ها- ذرت و انواع آب میوه برای کاهش وزن توصیه می شوند.


 

نوشته شده توسط mary.sh در جمعه 1387/02/27 ساعت 18:14 موضوع تناسب اندام و موضوعات مرتبط | لینک ثابت


مردي درجهنم

مردي درجهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمدو گفت من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه ميرفت عنكبوتي را ديد اما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كرد و از سمت ديگري عبور كرد.
فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا بروتا به بهشت بروي . مرد تار عنكبوت را گرفت در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد.كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد .
فرشته با ناراحتي گفت تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي.ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد.


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:56 موضوع عرفان ، اشعار ، سخنان زیبا | لینک ثابت


سنگى هفتاد سال از بالاى جهنم افكنده شده

رسول خدا صلى اله عليه و آله با اصحاب خويش در مسجد نشسته بود، و صداى سقوط هولناكى شنيدند، پس از آن در هراس شدند. آن حضرت فرمود: آيا مى دانيد اين صدا از چيست ؟
گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند. فرمود: سنگى هفتاد سال از بالاى جهنم افكنده شده اكنون به قعر آن رسيده است و از سقوط آن اين صدا پديد آمد، هنوز كلمات آن حضرت به پايان نرسيده بود كه فغان و فرياد بر مردن منافقى از منافقان مدينه بر آمد و عمر وى هفتاد سال بود. رسول خدا صلى اله عليه و آله فرمود: الله اكبر، صحابه فهميدند كه اين سنگ همان منافق بود، و او از زمانى كه خدايش خلق كرد به جهنم فرو مى رفت ، پس ‍ هنگام مردن در قعر جهنم قرار گرفت خداى تعالى فرمود: منافقان در درجه پايين دوزخند .
از حديث شريف معلوم مى شود كه جهنم باطن دنياست ، و در عيون قبلى بيان شد كه مراد از ورود بر آتش در قول حق تعالى و ان منكم الا واردها كان على ربك حتما مقضيا و مراد ورود بر دنياست ، و لذا وقتى از آن حضرت در شمول آيه نسبت به ايشان صلى اله عليه و آله مى پرسند، فرمود: جزناها و هى خامدة ما از آن در حال خاموشى عبور كرديم .
يعنى چنگال هاى دنيا در ما فرو نرفت و در دامش نيفتاديم ، و وابستگى هاى آن به دامن ما نچسبيد، و افتادن آن منافق در جهنم به اين معناست كه حالات وى ملكات رذيله شده ، و رسيدن به قعر جهنم صورت تمكن آنهاست . و علم صحابه به آن واقعه هولناك شگفت آور به تصرف رسول خدا صلى اله عليه و آله در گوش هاى آن ها بوده به گونه اى كه تمثل ملكات آن منافق را به صورت آن صداى هولناك شنيدند.


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:55 موضوع عرفان ، اشعار ، سخنان زیبا | لینک ثابت


خدای من!

خدای من! rose



اگر اطاعت امر تو نبود هرگز با کوره خاطر خویش بر ساحل دریای یاد تو گذر نمی کردم

چرا که می دانم ظرف وجود من شایسته من است، نه بایسته تو.

و کاسه دل من به اندازه ظرفیت خویش از بحر تو آب ذکر بر می دارد، و نه به وسعت بی کرانگی تو.

و کجا پای ناتوان مرا قدرت نیل به شناختگاه مقام مقدس توست؟


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:51 موضوع عرفان ، اشعار ، سخنان زیبا | لینک ثابت


چرا قرآن مهجور است؟

چرا قرآن مهجور است؟

قرآن، کلام حق، اعجاز حضرت محمد مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و سرمایه معنوی مسلمانان است .

قرآن منبع تمام دانش‏های بشری است. کتابی است که انسان را از خاک به افلاک می‏رساند و روح آدمی را به عالم قدس و ملکوت می‏برد؛ ولی ما از این ودیعه الهی، به شایستگی استفاده نمی‏کنیم.

شیخ عبدالکریم حائری یزدی؛، موسسه حوزه علمیه قم، می‏فرمود:

رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برای ما دو چیز را به ودیعه گذاشت: قرآن و اهل‏بیت اما اهل تسنن، قرآن را گرفتند و اهل بیت را رها کردند و ما نیز اهل‏بیت را گرفتیم و قرآن را رها کردیم.

قرآن در میان ما مهجور گشته است، چنان که در قرآن کریم نیز از زبان رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏خوانیم:

یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا(فرقان/30)

پروردگارا! قوم من قرآن را کنار گذاشتند و از آن دوری جستند.


روزها، ماه‏ها و سال‏ها می‏گذرد و عده‏ای حتی آیه‏ای از قرآن را قرائت نمی‏کنند و کاربرد قرآن برای آنها منحصر است در زینت بخشی سفره عقد، بدرقه مسافر، ورود به خانه جدید، بوسیدن و استخاره کردن، سوگند خوردن و به سر گرفتن قرآن در شب‏های احیاء.

از سوی دیگر، بعضی افراد مقید به قرائت قرآن هستند و از این نظر، با قرآن در ارتباطند، ولی هیچ‏گاه در صدد درک مفاهیم آیات قرآن برنمی‏آیند. اینان که هدف اصلی‏شان کسب ثواب است، پیوسته الفاظ قرآن را به زبان می‏آورند، بدون آنکه معنای آنچه را می‏خوانند بفهمند. عده‏ای نیز قر ان را می‏خوانند و در فهم معانی آن می‏کوشند، ولی در عمل به آیات قرآن، سست و بی‏توفیقند و در این میان، تنها اندکی از انسان‏ها هستند که مفاهیم و معانی قرآن را درک و همواره آن را تلاوت می‏کنند و با عمل به آیه‏های آن، سرنوشت سعادت باری را برای دنیا و آخرت خود رقم می‏زنند.



قرآن کریم با همه عظمتی که دارد، میان پیروانش مهجور است.
 
هدف اصلی نزول قرآن، سعادت انسان‏هاست که این امر، تنها در سایه عمل به آیات آن به دست می‏آید.


جاذبه‏های مادی، همواره سرگرم کننده و مانعی بر سر راه سعادت و تعالی است. بدین ترتیب، شیرینی ذکر و یاد خدا از نظر پنهان می‏ماند و آدمی از امور معنوی روی گردان می‏شود و جاذبه‏های مادی، عاملی جدی برای مهجوریت قرآن به شمار می‏آیند. خداوند متعال در کلام وحی خویش، بارها با هشدار به انسان، می‏فرماید: نَلا تَغُرَّنَّکم الحیوةُ الدُّنیا؛ پس زندگی دنیا شما را فریب ندهد».


البته بسیاری مجذوب جلوه‏های دلفریب، ولی ناپایدار دنیا و ظواهر مادی آن می‏شوند و کتاب و سخن خدا را از یادها می‏برند. همان گونه که در قرآن کریم نیز بدان اشاره می‏شود که:

نَبَذَ فَریقٌ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ کِتابَ اللّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ... (بقره/101)

گروهی از کسانی که به آنها کتاب (آسمانی) داده شد، کتاب خدا را پشتشان افکندند.

خداوند متعال در قرآن کریم می‏فرماید:

فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ(نحل/98)

هنگامی که قرآن می‏خوانی پس، از شیطان رانده شده به خداوند پناه ببر.

از این آیه درمی‏یابیم که شیطان، همواره درصدد است انسان را از تلاوت آیه‏های قرآن باز دارد. خداوند نیز به بندگانش هشدار می‏دهد که در این هنگام، به خدا پناه ببرید. البته منظور این آیه، این نیست که تنها به گفتن استعاذه بسنده کنیم، بلکه باید این ذکر را تبدیل به فکر و فکر را تبدیل به یک حالت درونی کنیم و به هنگام خواندن هر آیه، به خدا پناه ببریم، از اینکه وسوسه های شیطان، حجابی میان ما و کلام حیاتبخش او شود.


بیشتر ترجمه‏های قرآن به گونه‏ای است که مخاطب به فهم روشنی از معانی آیات نمی‏رسد و تنها دسته‏ای از کلمات در ذهن او نقش می‏بندد، در حالی‏که ارتباطی میان آنها نمی‏تواند برقرار کند. در زمینه تفسیر قرآن نیز بیشتر کتاب‏های تفسیر قرآن، در سطح بالایی از فهم قرآنی نگاشته شده و تنها اهل علم و خبر می‏توانند از آن بهره گیرند و عموم افراد از استفاده آنها بی‏نصیبند. بنابراین، فراگیر ساختن قرآن، اهتمام به ترجمه روشن و سلیس کلام وحی و نیز ارائه تفسیرهایی که در عین استواری و استحکام آن، عموم مردم از فهم و درک آن ناتوان باشند، لازم است.


ترجمه درست و روان قرآن و تفسیر همه فهم آن، در معرفی جایگاه حقیقی قرآن، نقش تأثیرگذار و ارزنده‏ای دارد.


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:50 موضوع قرآن | لینک ثابت


شعر

بنفشه ای خوشرنگ
دمیده بود در آغوش کوه،از دل سنگ .

rose


به کوه گفتم :
شعرت خوش است وتازه تر
وگر درست بخواهی ،من از توشاعرتر
که شعرت از دل سنگ است و
شعرم از دل تنگ . 

rose

عاشقان امروز دیگر روزگاری دیگر است   
rose   
                 عشق را با مردم سرگشته کاری دیگر است
rose

 


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:48 موضوع عرفان ، اشعار ، سخنان زیبا | لینک ثابت


مشتی خاکم

مشتی خاکم. سبک و آزاد و بی تعلق. نامی ندارم و کسی مرا نمی شناسد. با باد سفر می کنم. گاهی در باغچه ای کوچک اقامت می کنم تا به ریشه ای کمکی کنم و غذای گیاهی کوچک را به او برسانم؛ و گاهی به بیابان می روم تا خلوتی کنم و از خورشید، سکوت و سوختن بیاموزم.

 بسیاری اوقات اما خاک پای عابرانم، خاک پای هر کودک و هر پیر و هر جوان. سال ها پیش اما تندیسی مغرور بودم با چشم هایی از عقیق، تراشیده و بالابلند. زندانی دیوار و سقف و مردم. فریفته پیشکش و قربانی و دست هایی که به من التماس می کرد. مردم خود مرا از کوه جدا کردند و تراشیدند و آوردند و بعد خود به پایم افتادند.

هیچ کس به قدر من ناتوان نبود. آنها اما از من می خواستند که زمین را حاصلخیز کنم . آسمان را پرباران. می خواستند که گوسفندشان را شیرافشان کنم و چشمه ها را جوشان. من اما هرگز نه چشمه ای را جوشان کردم و نه گوسفندی را شیرافشان. و نه هرگز زمین و آسمان را حاصلخیز و پرباران.

ستایش مردم اما فریبم داد. لذت تمجید، خون سیاهی بود که در تن سنگی ام جاری می شد. هیچ کس نمی داند که هر بتی آرام آرام بت می شود. بتان در آغاز به خود و به خیال دیگران می خندند. اما رفته رفته باور می کنند که برترند. من نیز باور کرده بودم.

تا آن روز که آن جوان برومند به بتخانه آمد. پیشتر هم او را دیده بودم. نامش ابراهیم بود و هر بار از آمدنش لرزه بر اندامم افتاده بود. حضورش حقارتم را به رخ می کشید. دیگران که بودند حقارت خویش را تاب می آوردم. آن روز اما با هیچ کس نبود. بتخانه خالی بود از مردم. تنها او بود و تبری بر دوش.
ترسیده بودم، می لرزیدم و توان ایستادم نداشتم.

ابراهیم نزدیکم آمد و گفت: وای بر تو، مگر تو آن کوه نبودی که مدام تسبیح خدا می گفتی؟ مگر ذره ذره خاک تو نبود که از صبح تا غروب یاسبوح و یاقدوس می گفت؟ تو بزرگ بودی، چون خدا را به بزرگی یاد می کردی. چه شد که این همه کوچکی را به جان خریدی؟ چه شد که میان خدا وبندگانش، ایستادی؟ چه شد که در برابر یگانگی خداوند قد علم کردی؟ چه چیز تو را این همه در کفرت پابرجا و مصصم کرده است؟ چرا مجال دادی که مردم تو را بفریبند و تو مردم را؟ وای بر تو و وای بر هر آفریده ای که با آفریدگار خود خیال برابری کند.

و آن گاه تبرش را بالا برد اما هرگز آن را بر من فرود نیاورد. من خود از شرم فرو ریختم؛ غرورم شکست و کفری که در من پیچیده بود، تکه تکه شد.

ابراهیم، تکه های مرا در دست گرفت و گفت: شکستن ابتدای توبه است و توبه ابتدای ایمان.
و من در دست های ابراهیم توبه کردم و بار دیگر ایمان آوردم به خدایی که پاک است و شریکی ندارد.

ابراهیم گفت: تو امروز شکستی، ای بت! اما مردم هرگز از پرستش بتان دست برنخواهند دشت. مردم می توانند از هر چیزی بتی بسازند، و اگر چوبی نباشد که آن را بتراشند و اگر سنگی نباشد که به پایش بیفتند، خیال خود را خواهند تراشید و به پای خود خواهند افتاد و خود را خواهند پرستید.
و وای که پرستیدن هر چیز بهتر از پرستیدن خویش است.

ابراهیم گفت: این مردم، خدا را کوچک دوست دارند؛ کوچک تر از خویش. خدایی یافتنی، خدایی ملموس و دیدنی. خدایی که بتوان بر آن خدایی کرد.

اما خدایی که مثل هیچ کس و هیچ چیز نیست، خدایی که همه جا هست و هیچ جا نیست، خدایی که نه دست کسی به آن می رسد و نه در ذهن کسی می گنجد، خدایی دشوار است؛ و این مردم خدای آسان را دوست دارند.

به دست های ابراهیم چسبیدم و گفتم: ای ابراهیم! مرا شکستی و رهانیدی از آن خدای سهل ساختگی، حالا تنها مشتی خاکم در برابر دشواری خدا چه کنم؟

ابراهیم گفت: تو خاکی مومنی و از این پس آموزگار مردم. شهر به شهر و کوه به کوه و دشت به دشت برو . به یاد این مردم بیاور که از خاکند و خاک را جز فروتنی، سزاوار نیست. و اگر روزی کسی به قصه ات گوش داد، برایش بگو که چگونه ستایش مردم، مغرورت کرد و چگونه غرور، مشتی خاک را بدل به بت می کند.

من گریستم و دست های ابراهیم خیس اشک شد. او مشتی از مرا به آب داد و مشتی را به باد و مشتی را در رهگذار مردم ریخت...


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:48 موضوع عرفان ، اشعار ، سخنان زیبا | لینک ثابت


نبايد بستن اندر چيز و كس دل

 نبايد بستن اندر چيز و كس دل   


                                                                         كه دل برداشتن كاريست مشكل 


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:46 موضوع عرفان ، اشعار ، سخنان زیبا | لینک ثابت


لحظات با شتاب مي گذرندو ..........

لحظات با شتاب مي گذرندو تو در حاشيه سرنوشت آهسته قدم بر مي داري، بي تفاوت و فرو رفته در خود!اندكي به خود  بينديش ، مبادا كه در پرتگاه زمانه سقوط كني زيرا كه تباهي در چند قدمي توست   


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:44 موضوع عرفان ، اشعار ، سخنان زیبا | لینک ثابت


مرام ما

در مرام ما رفيقان نيست ، رسم ترك دوست

                                                
                                                        عهد با هر كس ببنديم ، جانمان در دست اوست


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:43 موضوع عرفان ، اشعار ، سخنان زیبا | لینک ثابت


پشت آلونکهای گلی ده

پشت آلونکهای گلی ده

بر جنگل سبز بلوط

مه خیمه ی ستار زده!

کلک نقاش بر روی خاک

رنگ رویا

بر رخ نگار زده!

چشمه ها هم چشم یار

جوشیده از نام بهار

مستی دوباره ای

بر چشم بیمار زده!

زمزمه های جویبار

در دستگاه شور دل

پیش در آمدی

بر نغمه ی تار زده!

نوای نی چوپان

در فضای این دیار

پیام عاشقی را

بر گوش دلدار زده!

مخمل سبز بهار

با گلهای سرخ و بنفش

جشن تولد مرا

در دامن کوهسار زده!

نسیم باد شمال

با شمیم وصل دوست

عطر نابی

بر در حجره ی عطار زده!

با شادباش این سرور

قلم دیوانه ای

بر سینه ی لوح سفید

خالی به یادگار زده!

عشوه ی معشوق نگر

بیا و لذتی ببر

آئینه ای از کوی خویش

بر روی دیوار زده!

 


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:41 موضوع عرفان ، اشعار ، سخنان زیبا | لینک ثابت


نشستن پشت رايانه با عسل خوردن!

نشستن پشت رايانه با عسل خوردن!

نتایج تحقيقات انجام شده يك پژوهشگر روسي نشان مي دهد وجود عسل در رژيم غذايي افرادي كه در كنار رايانه شخصي خود غذا مي خورند باعث از بين رفتن تابشها و آثار زيان بار رايانه ها مي شود.
 

به گزارش سلامت نیوزبه نقل از پايگاه خبري اينتر فاكس نتايج تحقيقات انجام شده يك پژوهشگر جوان روسي كه در مقطع دبيرستان تحصيل مي كند بر روي افرادي كه 6

ساعت در كنار رايانه شخصي خود غذا خورده اند نشان مي دهد.

آن دسته از زنان و مرداني كه در رژيم غذايي خود عسل مصرف كرده اند از آثار منفي تابشهاي رايانه اي بر قواي جسمي خود مصون مانده اند.

بنابراين گزارش بررسي ها نشان مي دهد حشراتي كه از عسل به عنوان غذا استفاده مي كنند و در اطراف رايانه ها پرواز مي كنند نسبت به همان حشرات در آن نواحي

قرار دارند 4 برابر قدرت توليد مثل آنها بيشتر است.

 


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:37 موضوع خواص خوراکیها | لینک ثابت


ماهي که دست و پا دارد

ماهي که دست و پا دارد 


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:36 موضوع اخبار جدید | لینک ثابت


مرديكه نوزادي 6 ماهه اي در شكم دارد!.

ماجرايي خواندني, عجيب و باور نكردني در آمريكا از مرديكه نوزادي 6 ماهه اي در شكم دارد!.


به گزارش خانه ايرانيان وبه نقل از روزنامه انگليس سان, توماس زمانيكه در سن 20 سالگي با نام تريسي لانگوديني و بعنوان يك زن در ايالت اوريگان امريكا زندگي ميكرد,

تصميم به تغيير جنسيت گرفت و به كمك تيغ جراحان كليه قسمتهاي بيروني زنانگي اش را جراحي كرده و آلت مردانگي را به او پيوند زدند.



اما در زمان جراحي او از پزشكان خواست اجزاي دروني زنانگي اش مثل رحم را از بدن او خارج نكنند. مدتي بعد او به آقاي توماس تبديل شد .

آقاي توماس كه اكنون 34 ساله هستند, ده سال پيش  با نانسي همسر فعلي 45 ساله اش ازدواج نمود.


پس از مدتي كه تصميم به بچه دار شدن گرفتند متوجه شدند كه همسرش قادر به بچه دار شدن نيست. پس از مدتي آنها تصميم گرفتند كه نطفه را در رحم آقاي توماس بگذارند. اين عمل نيز با موفقيت برگزار شد و آقاي توماس اكنون 6 ماهه حامله هستند.



او گفته است كه اگر همسرش قادر بود كه بادار شود او به هيج وجه به اين كار تن نميداد ولي از آنجا كه آنها مايل به بچه دار شدن بودند و تنها انتخاب آنان به توصيه پزشكان رحم اجاره اي بود او به اين فكر افتاد هيچ كس ديگر بهتر از خودش نميتواند مواظب جنين باشد و به موضوع اهميت دهد.


چندي پيش او در يكي از معروف ترين شوهاي امريكا (اوپرا)شركت نمود و اجازه داد كه او را مورد آزمايش قرار داده و صحت حاملگي و وجود نوزاد را تاييد نمايند.در اين آزمايش شما ميتوانيد براحتي صداي قلب نوزاد را بشنويد. خودش ميگويد نوزاد به او لگد ميزند.


چندي پيش او در مقاله اي در يكي از مجلات متعلق به  گي ها مطلبي در مورد سرگذشت و چگونگي عكس العمل و برخورد ديگران با اين موضوع را نوشت.
او نوشته است  كه حتي برادرش هم اين موضوع را نتوانست درك كند و از من دوري كرد و گفته است كه خدا ميداند چه هيولايي متولد خواهد شد.
توماس ادامه ميدهد كه بعضي از خانواده و بستگان همسرم حتي نميدانستند كه من در ابتدا زن بوده و تغيير جنسيت داده ام و در نتيجه موضوع براي همه گيج كننده و غير قابل قبول بود .
او همچنين گفته است كه بسياري از پزشكان امريكايي بدليل اعتقادات مذهبي حاضر به ديدن ما نميشدند  و حتي مرا بعنوان مرد نميشناختند وبسيار لحظات سختي بود.
او و همسرش نانسي كه يك شركت چاپ در شهر "بند" زندگي كاملا معمولي داشتند تا اينكه مورد بچه پيش آمد و همه چيز را تحت تاپير قرارداد.

آقاي توماس و خانم نانسي در تابستان منتظر تولد دخترشان هستند . توماس ميگويد كه مطمئن است كه او پدر و نانس مادر خوبي براي دخترشان خواهند بود. وقتي از او سئوال شد كه چه احساسي دارد او پاسخ داد باورنكردني است!
او همچنين گفت حاملگي من چيزي از مردانه گي من كم نميكند.
توماس مضافا گفت كه گرچه باور موضوع براي ديگران مشكل است ولي واقعيت ماجرا اين است كه جنيني در درون من روز به روز رشد ميكند و بزودي هم متولد خواهد شد.ما نميخواهيم كه كسي ما رادوست بدارد فقط مايليم كه ديگران با اين موضوع كنار آمده و مارا بحال خود بگذارند.
در اين ميان همسايگان توماس و نانسي بهت زده  ماجرا را با شك و ترديد مينگرند و معتقدند كه ممكن است حقيقت نداشته باشد.يكي از اين همسگايگان به خبرنگاران گفت او عمدا شكمش را بزرگ كرده و بدنبال معروفيت هست.

عكس آقاي توماس قبل از جراحي و تغيير جنسيت. زمانيكه نام او تريسي لانگوديني بود.


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 10:29 موضوع اخبار جدید | لینک ثابت


سرنوشت افراد بعد از خودکشی.

نویسنده در یکی از ارتباطاتش با روحی متعالی از او سوالاتی کرده که در زیر آورده ام :

1.در رابطه با خودکشی چه سخنی برای گفتن دارید؟

جواب: این ها حادثه های تراژدی  هستند وتنها مرگی است که در جامعه انسانی با عذاب انسان زنده  و عذاب روحی جهان باقی شخصی موتوفی همراه است. 

برای بیان سرنوشت ای گونه افراد کلمات از بیان حقایق ناقص و عاجز هستند. کسی که خودکشی می کند با اطلاعی از  شدت  و مشکل کاری را که انجام داده داشته باشد. زیرا در زمان خودکشی نه تنها وجود شخص از بین می رود وبه اصطلاح کشته می شود ، بلکه روح او نیز به نامتوازنی ونامتعادلی روی می اورد. زیرا میان بودن یا نبودن ، رفتن یا نرفتن ، درست یا نادرست در ستیز می باشد. روح این افراد همانگونه که قبل از وفات ، آشفته وبدون نظم است ، پس از مرگ نیز نمی تواند خودش را سریعا پیدا بکند . کسانی که بوسیله خودکشی از دنیا می روند با توجه به وضعیتی که دارند ، یا به منطقه ای در جهان روحی می روند که آرامش لازم را یابند تا بتوانند ارزیابی اعمال خویش را بکنند و یا اینکه تحت کنترل قرار می گیرند تا صدمه ای به سایر ارواح انسانهای زنده نرسانند .

در جایی که روح به استراحتگاه آماده سازی انتقال می یابد ، ارواح  رهبری کننده آن ها را یاری کرده  وضمن اینکه شرایط واقع شده را به ان ها توضیح می دهند تا سازگاری یابند ، به آن ها از عقوبت  وکار زشتی که کرده اند آگاه می سازند.

باید بدانید زندگی یکی از مهمترین نعمات الهی است . کسی که به حیات و زندگی خویش پایان می دهد و به قصد مرگ را فراهم می آورد ، به مانند کسی است  که قتلی را انجام داده است . انسانهایی که خودکشی می نمایند پس از مرگ به انها اجازه داده می شود که نگاه مجدد به زندگی خویش داشته باشند ، قبل از اینکه ارزیابی کلی از اعمال و رفتار شخصی شروع شود ، ارواح راهنما او را یاری می کنند که زندگی شیرین خود را مرور کند و راههایی را که می توانست بیابد تا مشکل خویش را حل کند  و دست به خودکشی نزند ، برایش مشخص می شود . شخص خودکشی کننده با درک این شرایط نادم و پشیمان می شود  ولی دیگر سودی ندارد و خود مهر تائید بر گناه خویش می زند که در اثر عدم تکامل روحی و فکری مرتکب تقصیر شده است . پس از اینکه او موقعیت دشوار خویش را درک کرده و پذیرفت به او اجازه داده می شود که مثل بقیه ارواح به ارزیابی اعمالش بپردازد که اگر در طول زندگیش کارهای شایسته ای نیز کرده باشد ، به خاطر خودکشی که نوعی جنایت است ، دچار قهقرا ء می شود و تکامل وی نیز نیمه گونه می ماند .


2.اگر کسی چاره ای جز این نداشته باشد که خودکشی کند ، چه سرنوشتی خواهد داشت؟

جواب : در جهان مادی هر انچه که پدید می آید ، ما حصل رفتار ، گفتار و پندار انسان است . اگر انسان دچار مشکلی شده است، خودش مقصر است و باید خودش حل کند و راه گریزی برای خویش بیابد وگرنه کارهای ناقص دیگر نیز برایش به عنوان عملکرد منفی محسوب می گردد.

3. حال فرض کنیم که فردی از اسرار گروهی یا چیزی باخبر است . او را دستگیر می نمایند و از وی می خواهند که مسائل را فاش کند.اگر فاش بکند جان و سرنوشت عده زیادی به خط خواهد افتاد و اگر نگوید تحت شکنجه قرار خواهد گرفت . به ناچار خودکشی می کند . پس چرا باید عذاب اخرت برایش صادق باشد؟

جواب :باز شما در تصور و  ارزیابی به طور سطحی فکر کرده اید و دچار اشتباه شدید.  انسانی که دست به کارهای خلاف می زند و یا کارهایی را می کند که به ظاهر غیر قانونی است ، خود را به خطر می اندازد.
ابتدا باید بدانید که نبایستی به سمت و سویی بروید که دچار چنان حادثه ای بشوید و اگر حال به دلایلی به این سمت رفتید که چاره ای نداشتید ، بایستی شکنجه را پذیرا باشید تا مقتول ومظلوم شناخته شوید. نه اینکه با خودکشی خودتان را جانی و جنایتکار و قاتل بسازید .اگر انسانها راه درست و تکامل فکری و روحی را بپیمایند ، هیچگاه دچار چنین مشکلاتی نمی شوند . باز می گویم ........ سعی کنید راه درست و منطقی داشته باشید تا دنبال کارهای دفاعی و تهاجمی نباشید.اگر هم کسی اعم از رئیس جامعه یا کسی که جزئی ترین فرد جامعه است ، حقوق انسانی را بر طبق قا نون الهی اجرا نمایند ، نه گروهی تشکیل می شود که برا ی کسب حقوق خود دست به جنایت و ترور بزند و نه کسی دستگیر می شود که اسرار را فاش  کند یا نکند .پس انچه که حادث شده است عملکرد خودتان است .

4.آیا شخص خودکشی کننده زودتر از حالت سازگاری برخوردار می شود یا شخص جنایتکار ؟
جواب : میان آنها هیچ تفاوتی نیست . هر دو قاتل و ظالم به شمار می روند .

5.آیا در جریان خودکشی نیز دیگران مواخذه می شوند ؟ مثلا پدر و مادر و سایرین ؟

جواب : بله . در این جریان نیز کسانی که سبب ساز بروز قتل یا خودکشی
شخص شده اند مورد مواخذه قرار می گیرند. گناهان آنها نیز ارزیابی شده و عذاب لازم رو می کشند.

6.در برخی موارد خودکشی در ظاهر قضیه وحتی در دنیای ما توجیه مثبتی دارد. مثلا فرد چنان بدهکار است که اگر خودکشی نکند، شاید قانون و طلبکاران دست از وی برندارند و خانواده اش آشفته شود . یا آبروی شخصی در خطر است و اگر خودکشی نکند ، شاید آبرو و حیثیت و سرنوشت انسانهای زیادی به خطر بیافتد ، آن زمان چه خواهد شد؟

جواب : هیچ تفاوتی وجود ندارد .شخص همانگونه که گفتم نباید کاری کند و یا وارد زمینه ای شود که دچار خطر و یا ریسک شود و خودکشی خودش را دلیل ثبات نظم خانوادگی و یا شخصیت و آبروی خانواده اش بداند.
این کار جنایت است. انسان قبل از اینکه خودش را به این شرایط بیفکند ، باید به گونه ای تکامل یابد که کسی بر وی ایراد نگیرد ویا تقصیری را به گردنش بیندازد.

7.من تابه حال با کسی که خودکشی کرده ، نتوانسته ام رابطه برقرار نمایم . اما شما بگویید که چنین انسانهایی در حال حاضر چه شرایطی دارند ؟

جواب:
روح انسانهای انتحار کننده همیشه سرگردان است .میان زمین و دنیای واقعی اسیر هستند. مدام از زندگی گذشته خویش می نالند و از اینکه با وجود امکان ابتکار عمل و یافتن راه حل ، باز نتوانسته اند ، کار مثبتی انجام دهند  و تقصیر بزرگی را مرتکب شده اند ، عذاب وجدان و روحی می کشند .این روح ها مدام از اینکه از سایرین دور خواهند بود  و از ارواح عقبتر خواهند ماند  وبه جای اینکه از کسی مواخذه نمایند ، از خودشان مواخذه خواهند کرد ، خیلی عذاب می کشند . همیشه آرزو می نمایند که به نحوی امکان بازگشت به زمین را داشتند تا بتوانند جبران عمل گذشته را بکنند . آن ها حتی چنان از آشفتگی روحی برخوردار هستند که انرژی خویش را از دست می دهند و حتی نمی توانند با روح انسانهای زنده نیز رابطه برقرار نمایند .این بزرگترین عذابی است که می کشند.

 منبع: کتاب رازهای آن سوی مرگ-اسرار میان مرگ و زندگی  )

(نویسنده : دولورس کنن)

تایپ : توسط خودم


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 9:45 موضوع سرنوشت پس از مرگ | لینک ثابت


درمان ناباروري بوسیله انجماد شیشه ای

درمان ناباروري بوسیله انجماد شیشه ای

رييس موسسه مهر رشت روز سه شنبه از تولد اولين نوزاد حاصل از انجماد شيشه‌اي در موسسه فناوري‌هاي نوين پزشكي مه رشت خبر داد.

“دكتر مرضيه مهرافزا” در گفت و گو با خبرنگار ايرنا، افزود: اين نوزاد دختر متعلق به خانواده‌اي است كه هفت سال بچه دار نمي‌شدند.

وي گفت: انجماد شيشه‌اي يكي از فناوري‌هاي نوين در زمينه ناباروري است كه به اين وسيله علاوه بر انجماد جنين، تخمك هم به اين روش منجمد مي‌شود كه بيش از ‪ ۹۵‬درصد از آنها پس از ذوب زنده مانده و مي‌توان براي باروري بيماران نازا از آن استفاده كرد.

اين جراح متخصص زنان و زايمان افزود: در مراكز درمان ناباروري معمولا تعداد زيادي جنين براي هر فرد توليد مي‌شود كه چند جنين به رحم منتقل و اضافه آن منجمد مي‌شوند تا در سالهاي بعد براي خود فرد استفاده شود.

وي گفت: بيماران صعب‌العلاج و يا كساني كه به هر دليلي مجبور هستند كه باروري خود را به تاخير بيندازند مي‌توانند از بانك تخمك استفاده كنند.

وي اظهار داشت: تا چند سال پيش به دليل مشكلات فني ايجاد بانك تخمك در موسسه فناوريهاي نوين مهر رشت امكان پذير نبود اما در زمان حاضر، با روش انجماد شيشه‌اي اين مهم تحقق يافت.

وي گفت: مرداني كه به هر دليل مجبور به انجماد اسپرم خود هستند مي توانند اين كار را در بانك انجماد موسسه مهر رشت انجام دهند.

وي خاطر نشان كرد: كليه كساني كه به دليل بيماري مجبور به راديوتراپي و يا شيمي درماني هستند، قبل از انجام اين درمانها مي‌توانند با موسسه مشورت كنند و از خدمات انجماد بهره‌ مند شوند.


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 9:38 موضوع اخبار جدید | لینک ثابت


عشق

عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد .

اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند ...


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 9:36 موضوع عرفان ، اشعار ، سخنان زیبا | لینک ثابت


سیب

هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود.  


 

نوشته شده توسط mary.sh در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 9:36 موضوع عرفان ، اشعار ، سخنان زیبا | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting